تبلیغات
فیلم های ترسناک - داستان فیلم پالس

سه شنبه 24 مهر 1386 - 05:10 ق.ظ



دوجوان که در ارتباطات اینترنتی خبره شده و از هکرهای قوی به شمار می‌روند در طی سر و کله زدن‌هایشان با سایت‌های اینترنتی با موضوع عجیب و غریبی مواجه می‌شوند. یکی از آنها به نام «جاش» مدتی بعد، ذهنیات ترسناکی را تجربه می‌کند.

وی همواره شبح‌های متعددی را در اطراف خود می‌بیند که پس از لحظاتی ناپدید شده و دوباره ظاهر می‌گردند تا اینکه روزی در کتابخانه به وی حمله می‌کنند. از آن پس جاش دچار پریشانی روحی شده و سرخورده و دپرس به نظر می‌آید و بالاخره در برابر دیدگان دوستش، «متی» خودکشی می‌کند.

این درحالی است که همچنان از طریق اتاق چت اینترنتی، پیام‌های کمک‌خواهی‌اش توسط دوستانش رویت می‌شود. به تدریج سایر دوستان وی نیز با پیغام‌های ناآشنایی بر روی صفحه کامپیوترشان روبه‌رو می‌شوند که «آیا می‌خواهند با یک شبح ملاقات کنند؟» و پس از کلیک روی آن، صحنه‌هایی از خودکشی افراد مختلف را می‌بینند.

به دنبال این صحنه‌هاست که موجوداتی شبح مانند به سراغشان آمده و گویی زندگی را از بدنشان بیرون می‌کشند (مثل «دیمنتور»ها یا دیوانه‌سازهای داستان «هری‌پاتر و زندانی ازکابان») و آنها را به لحاظ روحی- روانی تهی می‌کنند، به طوری که پس از آن، اشخاص مورد حمله قرار گرفته یا خودکشی می‌کنند و یا همچون حبابی منفجر شده و به ذرات ریز خاکستر مبدل می‌شوند.

بالاخره مشخص می‌شود که این موجودات از طریق ارتباطات اینترنتی و یا تلفن همراه به دنیای انسان‌ها آمده و با گرفتن زندگی از آدم‌ها، قصد تسخیر دنیای آنها را دارند. داستان از این قرار بوده که «جاش» و دوستش «دوگلاس زیگلر» در حین گشت و گذارهای اینترنتی و به قول معروف وب‌گردی، به سیگنالی برخورد کرده و آن را تقویت می‌کنند.

از همین طریق است که آن موجودات ناشناخته با این دنیا ارتباط برقرار کرده و کلیه کامپیوترهای شهر را مانند ویروس، آلوده می‌کنند. چیزی نمی‌گذرد که تمامی شهر به هم می‌ر یزد. میزان خودکشی‌ها بالا رفته، به طوری که پس از مدتی در کلاس دانشکده، تنها چند نفر باقی می‌مانند.

تلاش برای از کار انداختن کامپیوترهای مرکزی هم با شکست روبه‌رو شده و گویی زمین با آپوکالیپسی غریب مواجه شده است. انگار این بار زامبی‌ها از طریق اینترنت و موبایل به آدم‌ها هجوم آورده‌اند و آنها را آلوده می‌کنند. تنها دو نفر از این مهلکه می‌گریزند و...

تصویری که جیم سونزور از این آینده بشریت تکنولوژی زده نشان می‌دهد، بسیار تلخ‌تر و تاریک‌تر از تصویری است که حتی کریس مارکر در فیلم «اسکله» بر پرده می‌بیند و یا فیلم‌هایی همچون «حکومت آتش» و «28 روز» و امثال آنها نمایش می‌دهند.

این تصویر حتی بسی ملموس‌تر به نظر می‌رسد، چرا که اگر ما هنوز به عینه فجایع زامبی‌ها را ندیده‌ایم، اما به کرات در دور و بر خود مشاهده کرده‌ایم که وسایلی مانند موبایل و اینترنت چگونه‌ آدم‌ها را از یکدیگر و رابطه‌های انسانی بازداشته و به بهانه استفاده از تکنولوژی، با گسستن این رابطه‌های طبیعی و برقراری روابط مصنوعی، عواطف و عشق‌ها را کم‌رنگ ساخته‌اند.


[ | دیدگاه ها : دیدگاه ]

[آتوسا آرین | لینک ]
نوشته های پیشین ...


[کلیک کن]





Powered by WebGozar

a HTML>